جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
عمدة القاري 80
گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى )
ظاء و ثا ذال را مخرج بود رأس لسان * از لب آيد فاء و باء [ و ] ميم با واو همچنين در بيان وقف حافظا « 1 » اين نظم را بشنو كنون * تا تو را در وقف باشد رهنمون « ميم » وقف لازم است مگذر از او * ور گذشتى خوف كفرست اندر او « طا » چه وقف مطلق آمد مر تو را * نگذرى زو هر كجا يا بى ورا « جيم » جايز بگذرى زو هم رواست * ليك در وى ايستادن به تو راست « زا » مجوّز ، ايستى هم در خور است * بلكه زو بگذشتنت اولىتر است « صاد » را وقف مرخّص خواندهاى * ايستى در وى اگر تو ماندهاى « لا » اگر باشد علامت اندر او * نيست وقف آنجا تو را بگذر از او گفت داعى مصرعى چند از وقوف * عفو كن زو كين قدر بودش وقوف بيان وقف كفر بدان كه پنجاه پنج محل در كلام اللّه وقف كردن كفر است و مجموع آن ياد كنم تا خواننده در اين موضع وقف نكند ، امّا كفر كسى را بود كه معنى داند امّا در حقّ كسى . . . « 2 »
--> ( 1 ) س : حافظ . ( 2 ) نسخهء اساس در پايان افتادگى دارد .